تبليغاتX
طلسم تنهایی - عجوزه

طلسم تنهایی

در من دختر جوانی غرق شده است و از درون من زنی پیر هر روز همچون ماهی هولناکی به سوی او خیز بر می دارد.عجوزه ی زشت گمکرده اش را از من می طلبد حالم از دیدن قیافه ی زشت و وقیح اش بهم می خورد...روزها  ماهها و سالها از پی هم میگذرند عجوزه ی پیر همچونان هر روز همراه من است بوی تعفنش بد جوری آزارم می دهد اما نیاز موهومی به همدمی با او در من شکل میگیرد. به همه چیز ...قیافه ی نفرت بر انگیزش بوی تعفن نگاه غضبناک و حتی تک تک سلولهای خشکیده ی بدنش خو گرفته ام...در این بدن مچاله شده دیگر عجوزه را نمی بینم در چشمان غضب آلودش دو چشم روشن و زیبا می بینم بوی تعفنش برایم به عطر آشنای گم کرده ای دیرین می ماند در تماس با پوست زمخت و چروکیده ی عجوزه گرما و لطافت پوست او را احساس می کنم.
اما او چراعجوزه شده است؟

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 16:36 توسط ناهید


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

خرداد 1387

دی 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385



پیوندها

برج زهرمار
چیزی شبیه زندگی
امشب اشکی میریزد
صدای تنهایی
به ارامی گذر کردن
خاکستر خیال
حکم لازم
مترسک فیلسوف
دلتنگی من
جاماز
دستمال کاغذی
من بعد مرگم زندم هنوز
تخته سیاه
یک نفر شورشی
مرگ شیک
طناب دار
ناتور دشت
خرمگس خرفت و غیره
خداحافظ رفیق


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS